بایگانی: شهریور ۱۳۹۲
سیاهمشق ۳۲
دیگر
غرور جادهها را گل بگیرید
تقویمها
را مُهر شد باطل بگیرید
از
مزرعه تنها مترسک مانده و بس
آتش
بر این صحرای بیحاصل بگیرید
دریا
پریشان میشود وقتی که شبها
مهتاب
را از خلوت ساحل بگیرید
این
کاروان درجا زده در ماندن خویش
جان
را ز جان خستهٔ محمل بگیرید
در
کورهراه ماندن و تردید رفتن
باید
غبار از جان ناقابل بگیرید
وقتی
که چشمی جادهها را بیقرار است...